امروز داشتم این عکسو نگاه میکردم...
یه داداش دارم 8 سالشه...
اومده بالا سرم نگاه میکنه و مکالممون :
داداشم : این چیه؟
من : این بچست...جنینه !
داداشم : تو شکمه ؟؟؟؟؟
من : 

داداش این شکمه ؟؟؟؟؟
داداشم : تو آبه ؟
من :
داداشم : تو قطره ی آبه ؟
من : قطره ی آب؟؟؟؟؟؟

نههههههههه
آقا آخرشم نتونستم جوابشو بدم خودمم قانع نشدم...این آبه در چه اندازه ایه؟
اصلا آبه؟
تازه الانم نشسته کنارم داره همه اینارو میخونه و هردفعه تکرار میکنه : میکشمت !!!!
یه بار دیگم میگفت سپاه یعنی سه تا پا داره 
خدایا این منبع خوشی رو از من نگیییییییر
برچسب:
نویسنده: مهتاب ایمانی